نمی دونم چرا پول بی زبون ریختم تو حلق بلو هاست و از سرویس مجانی بلاگر صرف نظر کرده بودم. خلاصه الان مشغول اسباب کشی هستم از وبلاگ قبلی به اینجا.
صفحات
▼
صفحات فرعی
▼
۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه
یادداشت های روزانه/ ضحاک
مهسا امر آبادی در استتوس فیس بوک اش نوشته است: چقدر زندگی مان شبیه قصه های افسانهای کودکیمان شده [است]. شبها میخوابیم و صبح که بیدار می شویم چند نفر از ما نیستند؛ آقای غول قصهها دوباره بیدار شده و مغز جوانان را طلب می کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر