مجمع عمومی سازمان ملل متحد با رای خود کمیسیون حقوق بشر را منحل و رکن جدیدی را با عنوان شورای حقوق بشر تاسیس کرد. مطابق اسانامه این رکن مصوبات آن برای تمام کشور های عضو از لحاظ حقوقی الزام آور است . دیگر دولت ها با اسنتاد به حق حاکمیت ملی نمی توانند از اجرای تصمیمات این نهاد مدافع حقوق بشر طفره بروند. در رای گیری در مورد تاسیس این رکن بجز پنج کشور( اسرائیل، ونزوئلا، سوریه، آمریکا و ایران) تمام کشور های جهان به آن رای مثبت داده اند.
نمی دونم چرا پول بی زبون ریختم تو حلق بلو هاست و از سرویس مجانی بلاگر صرف نظر کرده بودم. خلاصه الان مشغول اسباب کشی هستم از وبلاگ قبلی به اینجا.
جستجوی این وبلاگ
۱۳۸۵ فروردین ۱, سهشنبه
۱۳۸۴ اسفند ۲۷, شنبه
۱۳۸۴ اسفند ۲۶, جمعه
رشد شاخص های توسعه سیاسی در استان یزد
1- در سال 84 چهار تشکل که عموما از میان اصلاح طلبان بودند به تعطیلی کامل کشیده شدند. مجمع دانشجویان و فارغ التحصیلان یزدی انجمن های اسلامی دانشگاه های علوم پزشکی یزد و دانشگاه آزاد اسلامی یزد همچنین انجمن دانشجویان جمهوری خواه دانشگاه یزد به طور کامل از صحنه سیاست ورزی حذف شدند. گو اینکه این تشکلها در پارادایمی تنفس می کردند که سالها رو به افول بود. زمین و شرایط جدید بازیگران جدید و جدی تری می طلبید. راه اندازی شعبه های استانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران حزب اعتدال و توسعه حزب اعتماد ملی و شروع فعالیت غیر رسمی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم) در یزد میراثی که در سال 84 جامعه مدنی استان یزد را فربه تر کرد. گروهایی که به نظر می رسد با تجربه تر امکان فعایت با ثبات را برای خود فراهم کنند و توان مقاومت بیشتر در مقابل فشارها از خود نشان دهند. ایجاد تشکلهای نو و افزایش توان آنها یکی از مهم ترین فاکتورهای توسعه سیاسی است که در انتهای سال 84 با یک ارزیابی منصفانه نسبت به سالهای قبل رشد قابل ملاحظه ای داشته است.
2- واقعیت آن است که احمدی نژاد اگر به نسبت استان یزد در سایر استانها نیز موفق بود در همان مرحله اول موفق به فتح کرسی ریاست جمهوری می شد. انتخاب رئیس ستاد انتخاباتی وی به عنوان استاندار یزد بعضی دیگر از پست های کلیدی از بین اعضای همین ستاد و انتخاب سایر مدیران از بین فعالین سیاسی استان نزدیک به این طیف در خلال لابی ها و رقابت های استانی یا به عبارت مشخص تر رقم خوردن سرنوشت مدیریت استان در خود استان نشانی است از تمرکزدایی و رشد یکی دیگر از فاکتور های توسعه سیاسی در استان. این روند به گونه ای بوده است که رای دهنده گان یزدی به طور جدی تاثیرات و تغیرات جدی حاصل از رای خود را حس کرده گویی که مسئولان استان به طور غیر مستقیم با رای مردم یزد انتخاب شده اند. امری که متاسفانه در سال 76 اتفاق نیفتاد و انتخاب محمد خاتمی توسط مردم یزد تغیرات جدی را در ترکیب مدیران استان ایجاد نکرد.
3- فعالیت سیاسی در استان یزد را اگر بتوان نام آنرا فعایت سیاسی گذاشت در سالهای گذشته در دستان بورکراتها و مدیران اداری رقم می خورد. امری که همواره به عنوان شاخص منفی توسعه سیاسی از آن یاد می شود. اما سال 84 نوید تنگ شدن عرصه بر بورکراتها و فراخی مجال برای نسل جدید از فعالین سیاسی -که با خطای کمتری می توان آنها را سیاستمدار خواند- را داد. اگر چه این تغیرات در طیف محافظه کار استان خود را جدی تر نشان داده است اما در جناح اصلاح طلب بدلیل حضور اصلاح طلبان در مدیریت اداری استان غلبه نسل جدید فعالین سیاسی را با کندی بیشتر در حال صورت گرفتن است. با از دست رفتن مزیت حضور در قدرت نیرو های اداری به نظر می رسد نیروهای سیاسی اصلاح طلب بر بروکراتهای اصلاح طلب با سرعت بیشتری غلبه کنند.
خلاصه اینکه اگر از تردید های جدی نسبت به پایداری شرایط و امکان ادامه روند تحولات سیاسی و اجتماعی استان صرف نظر کنیم به جرات می توات ادعا کرد سال 84 بزرگترین تجربه و تمرین دموکراسی برای یزدی ها بود و شاخصهای توسعه سیاسی در استان یزد حتی با پایان کار دولت اصلاحات رشد خود را ادامه می دهد.
2- واقعیت آن است که احمدی نژاد اگر به نسبت استان یزد در سایر استانها نیز موفق بود در همان مرحله اول موفق به فتح کرسی ریاست جمهوری می شد. انتخاب رئیس ستاد انتخاباتی وی به عنوان استاندار یزد بعضی دیگر از پست های کلیدی از بین اعضای همین ستاد و انتخاب سایر مدیران از بین فعالین سیاسی استان نزدیک به این طیف در خلال لابی ها و رقابت های استانی یا به عبارت مشخص تر رقم خوردن سرنوشت مدیریت استان در خود استان نشانی است از تمرکزدایی و رشد یکی دیگر از فاکتور های توسعه سیاسی در استان. این روند به گونه ای بوده است که رای دهنده گان یزدی به طور جدی تاثیرات و تغیرات جدی حاصل از رای خود را حس کرده گویی که مسئولان استان به طور غیر مستقیم با رای مردم یزد انتخاب شده اند. امری که متاسفانه در سال 76 اتفاق نیفتاد و انتخاب محمد خاتمی توسط مردم یزد تغیرات جدی را در ترکیب مدیران استان ایجاد نکرد.
3- فعالیت سیاسی در استان یزد را اگر بتوان نام آنرا فعایت سیاسی گذاشت در سالهای گذشته در دستان بورکراتها و مدیران اداری رقم می خورد. امری که همواره به عنوان شاخص منفی توسعه سیاسی از آن یاد می شود. اما سال 84 نوید تنگ شدن عرصه بر بورکراتها و فراخی مجال برای نسل جدید از فعالین سیاسی -که با خطای کمتری می توان آنها را سیاستمدار خواند- را داد. اگر چه این تغیرات در طیف محافظه کار استان خود را جدی تر نشان داده است اما در جناح اصلاح طلب بدلیل حضور اصلاح طلبان در مدیریت اداری استان غلبه نسل جدید فعالین سیاسی را با کندی بیشتر در حال صورت گرفتن است. با از دست رفتن مزیت حضور در قدرت نیرو های اداری به نظر می رسد نیروهای سیاسی اصلاح طلب بر بروکراتهای اصلاح طلب با سرعت بیشتری غلبه کنند.
خلاصه اینکه اگر از تردید های جدی نسبت به پایداری شرایط و امکان ادامه روند تحولات سیاسی و اجتماعی استان صرف نظر کنیم به جرات می توات ادعا کرد سال 84 بزرگترین تجربه و تمرین دموکراسی برای یزدی ها بود و شاخصهای توسعه سیاسی در استان یزد حتی با پایان کار دولت اصلاحات رشد خود را ادامه می دهد.
قرار بود بعد از کنکور بروز کردن وبلاگ را از سر گیرم اما متاسفانه این مثنوی مدتی به تاخیر افتاد. تعطیلات سال نو فرصت مناسبی که عادت از دست رفته بروز کردن وبلاگ را دوباره زنده کنم. فقط تو این پست یک غلط املایی را اصلاح می کنم. در یادداشت تاملی بر مفهوم مشروعیت واژهlegitimacy را به اشتباه Legismacy تایپ کرده بودم.
۱۳۸۴ بهمن ۲۶, چهارشنبه
به من و چند نفر از دوستانم پیغام داده اند که قراره دو ترم تعلیق بشویم. به جرم اعتراض به پرونده سازی علیه مسعودی نژاد. گلشن گویا خوشحال است. او معتقد ما باید هزینه مسیری که انتخاب کردیم را بپردازیم. لکی هم بر این باور است که به این بهانه باید عقده هایی که سالهاست فروخوردیم را بازکنیم. یحیا که آنقدر به دست پایش پیچیده اند که تعلیق برایش مسئله کوچکی است. این ترم آخری بود که باید محیط خفقان آور دانشگاه آزاد یزد را تحمل می کردم از اینکه مجبور می شوم دوباره چهره های بعضی از مسئولان دانشگاه را ببینم واقعا عذاب می کشم. بگذریم از اینکه حاصل این چندماه درس خواندن برای کنکور بر آب شد. اما انگار فرقی نمی کند. نمی توان از مسئولان دانشگاهمان فرار کرد چون که الان هرکدامشان بر کرسی اداره ای تکیه زده اند.
۱۳۸۴ بهمن ۲۵, سهشنبه
دیروز به دعوت یکی از دوستان قدیمی وارد یک شیرینی فروشی شدم. توی شیرینی فروشی از روی شوخی از فروشنده پرسیدم: آقا شیرنی گل محمدی دارین؟ فروشنده بعد از کلی خنده گفت: دست از سر این احمدی نژاد بردارین. قبلا می گفتین می خواهد اسم سمند را بزاره ذوالجناح و ... حالا دوباره براش جوک ساختین؟
دیشب وقتی مجله خبر 21 صدا و سیمای جمهوری اسلامی گزارشی را پخش کرد که شیرینی فروشها با خشم تمام از تغیر نام شیرینی دانمارکی به گل محمدی می گفتند با خودم گفتم نه مثل اینکه جوک نبود و قضیه داره جدی می شه. شاید تا چند روز آینده پژو فرانسه هم به ذوالجناح تغیر نام داد!
دیشب وقتی مجله خبر 21 صدا و سیمای جمهوری اسلامی گزارشی را پخش کرد که شیرینی فروشها با خشم تمام از تغیر نام شیرینی دانمارکی به گل محمدی می گفتند با خودم گفتم نه مثل اینکه جوک نبود و قضیه داره جدی می شه. شاید تا چند روز آینده پژو فرانسه هم به ذوالجناح تغیر نام داد!
۱۳۸۴ بهمن ۱۸, سهشنبه
"حكومت دموكراتيك در ايران سرابي بيش نبود. ما نگزير بوديم كه را خود را انتخاب كنيم. انتخاب ما ميان استبداد و حكومت مطلقه بود"
" رسالتم معجزه نجات كشور بود. حكومتم كشور را نجات داد. زيرا خداوند پشتيبانم بود."
"هيچ كس نميتواند ادعا كنند كه از من به خدا نزديك تر است."
"روزي در حوالي ... قدم ميزدم. ناگهان مردي را با چهره ملكتوتي ديدم كه بر گرد عارضش هالهاي از نور مانند صورتي كه نقاشان عرب از عيسي بن مريم ميسازند نمايان بود. در آن حين به من الهام شد كه با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم(عج) روبرو هستم."
حدس ميزنيد اين جملات متعلق به كيست؟ جملات فوق منتخبي است از كتاب ماموريت براي وطنم نوشته محمد رضا پهلوي كه توسط عليرضا ازغندي در كتاب تاريخ تحولات اجتماعي سياسي ايران از صفحات 257تا 259 نقل شده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)
