قانون اساسي عليرغم ضعفها و كاستيهاي آن داراي ظرفيتها و مستندات حقوقي انگيزهبخشي براي سامان دادن مبارزهاي مؤثر براي محدود و پاسخگو كردن قدرت است. به رسميت شناختن اصل نظارت بر رهبري توسط مجلس خبرگان موضوع اصل 108 قانون اساسي و تعيين وظايف و اختيارات قانوني رهبر موضوع اصل 110 كه تفصيل و تبيين آن مانند هر اصل ديگر قانون اساسي برعهدة قوانين عادي است از جمله مهمترين تضمينهاي حقوقي توزيع قدرت متوازن و ظرفيتهاي ساختار حقوقي موجود براي محدود و پاسخگو كردن قدرت به شمار ميرود.
ادامه ...
نمی دونم چرا پول بی زبون ریختم تو حلق بلو هاست و از سرویس مجانی بلاگر صرف نظر کرده بودم. خلاصه الان مشغول اسباب کشی هستم از وبلاگ قبلی به اینجا.
جستجوی این وبلاگ
۱۳۸۵ مهر ۱۵, شنبه
۱۳۸۵ مهر ۱۳, پنجشنبه
هفت ماه است که وبلاگ را بروز نکردم. تقریبا مشکلاتی که مانع وقت گذاشتن برای وبلاگ نویسی داشتم رفع شده اند. از روشن خواهش کرده ام که قالبی جدید برایم طراحی کند تا دور جدید وبلاگ نویسی را متفاوت شروع کنم. اما این پست را برای آن نوشتم که از خواننده های باقی مانده، برای یک تغیر، مشورت بگیرم. عنوان "ارگان دموکراسی" با همه وجه تسمیه اش دو ایراد عمده دارد: یکم اینکه خواننده در بدو ورود به ابن وبلاگ با پیشداوری خاصی وارد متن می شود که ممکن است از تاثیر مطلب بکاهد. و ایراد بعدی آنکه عنوان کنونی حوزه کاری وبلاگ را تنگ و مخاطبان این صفحه را محدود تر میکند. خودم تا حالا عنوان "شهر"(polity) را برگزیده ام. به نظر شما این عنوان مناسب است؟ و یا چه عنوانی را مناسب تر می دانید؟
۱۳۸۵ تیر ۲۳, جمعه
۱۳۸۵ تیر ۱۱, یکشنبه
شیرین تر از قصه های قدیمی، جذاب تر از بهترین رمانها. تازه داشتم باورش می کردم که تابش خورشید پوست صورتم را سوزاند. همه اش خواب بود؟ نه! نمی خواهم بیدار شوم! چشمهایم را بستم تا به رویایم برگردم تا دوباره زل بزنم به چشم هایش و غرق تماشایش کنم. تا دوباره کلی حرف بزنم و او فقط گوش کند. تا فرصت کنم دستهایش را در دست گیرم. اما! این فرصت را از من دریغ کرد و باید رنگ باختن رویایم در زیر تابش داغ خورشید واقعیت را می پذیرفتم.
۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
۱۳۸۵ اردیبهشت ۹, شنبه
چند سال پیش یک گروه هنری با همکاری واحد تحقیق و نواندیشی انجمن سلامی دانشگاه –که در آن دوره مسئولیتش بر عهده من بود- نمایشگاهی از تصاویر سه بعدی برگزار می کرد. روز اول نمایشگاه شیخ حسن زارع(معاون فرهنگی دانشگاه) برای بازدید به محل برگزاری نمایشگاه (سالن اجتماعت فنی و مهندسی) آمده بود. در حین بازید، شیخ حسن به تابلو سیندرلا رسیده بود؛ آقای معاون فرهنگی تابلو را مشکل دار تشخیص داده و دستور جمع آوری آن را صادرکرده بود. معاون واحد که مسئولیت برگزاری نمایشگاه را بر عهده داشت، برای پیگیری به دفتر معاونت محترم رفته و از شیخ حسن پرسیده مشکل تصویر قهرمان یک کارتون را جویاشده بود. آقای زارع درپاسخ، تصویر سیندرلا را تحریک کننده! توصیف کرده بود. در پی اعتراض معاون واحد که کجای این عکس کارتونی( سیندرلا) تحریک کننده است؟ با جدیدت گفته بود: من الان دارم تحریک می شوم!!!
بدین ترتب بود که به ابتکار امیر.چ(یکی از بچه های بسیج دانشجویی) معاون فرهنگی به سنسور شهوت مشهورشد. اما این وسط یک مشکل وجود داشت و آنهم اینکه این سنسور خیلی حساس بود!
بدین ترتب بود که به ابتکار امیر.چ(یکی از بچه های بسیج دانشجویی) معاون فرهنگی به سنسور شهوت مشهورشد. اما این وسط یک مشکل وجود داشت و آنهم اینکه این سنسور خیلی حساس بود!
۱۳۸۵ اردیبهشت ۵, سهشنبه
یکی از اساتید چندی وقت پیش موقعی که از دانشجویان برای حل مسئله پای تابلو دعوت می کرد، بطور کاملا جدی تاکید می کرد که :یکی از آقایون بیاید و این مسئله را حل کند. باتکرار این تاکید، در جلسات متعد، بلاخره صدای اعتراض خانم ها را در آمد. استاد محترم که گویا خودش هم دل پری داشت، در پاسخ به این اعتراض، خبر از مصوبه شورای فرهنگی دانشگاه داد که در آن از اساتید خواسته شده بود که در کلاس های مختلط از دانشجویان دختر برای حل مسئله پای تابلو دعوت نکنند.
بحث های اخیر در مورد حجاب در رسانه ها، من را بیاد این خاطره انداخت؛ هرچند مدیران فرهنگی دانشگاه ما تجربه بس طولانی تر از مدیران جدید فرهنگی کشور دارند!!
بحث های اخیر در مورد حجاب در رسانه ها، من را بیاد این خاطره انداخت؛ هرچند مدیران فرهنگی دانشگاه ما تجربه بس طولانی تر از مدیران جدید فرهنگی کشور دارند!!
اشتراک در:
پستها (Atom)