نمی دونم چرا پول بی زبون ریختم تو حلق بلو هاست و از سرویس مجانی بلاگر صرف نظر کرده بودم. خلاصه الان مشغول اسباب کشی هستم از وبلاگ قبلی به اینجا.
جستجوی این وبلاگ
۱۳۹۲ اسفند ۲۸, چهارشنبه
۱۳۹۲ بهمن ۱, سهشنبه
پول نفت سر سفره چه کسانی؟
۱۳۹۲ آذر ۱, جمعه
درباره سخنرانی آیت الله خامنه در جمع فرماندهان بسیج
ادبیات نه چندان فاخر
ویدوئوی سخنرانی آیت الله خامنهای را گوش دادم. همانطور که حدس میزدم چند عبارت نه چندان فاخر آیت الله خامنهای و بد سلیقه گی طرفدارانشان، حتی دفتر ایشان در پررنگ کردن این عبارت و البته استفاده برخی از منتقدان از همین عبارت کل سخنرانی ایشان که پر از گزارههای صادق است را تحت شعاع قرار داند. قبول دارم ادبیات نه چندان فاخر-که شاید بشود گفت احمدینژاد آنرا به عرصه سیاسی کشورما اورد-شان سیاستمدار را کاهش میدهد. و تصویر او را متناسب با ههمان بازنمایی می کند. این مسئله وقتی بغرنجتر میشود که سیاستمدارشان نمایندگی یک ملت را هم داشته باشد و تصویری که او از خودش بازنمایی میکند گره خرده باشد با ملتی که او را انتخاب کردهاند. ولی از آنجایی که آیت الله خامنهایشان نمایندگی مردم را ندارند اهمیت این موضوع کمتر میشود. شخصا هم چون علاقه فردی به آقای خامنهای ندارم تصویری که ایشان از خودش میسازد چندان برایم اهمیت ندارد و بیشتر تاثیری که او در سرنوشت و زندگی مردم میگذارد مهم است. برای همین اتفاقا گاهی بد نیست ایشان از ادبیاتی استفاده کنند که در مقابل گروههای اجتماعی که شان ویژهای علاوه بر شانیت حاکم برای ایشان قائل هستند کمی افسون زدایی شوند.
[caption id="attachment_1164" align="alignleft" width="300"]
مساله گرایش هوادارن
آیت الله خامنهای تاکیدهای زیبایی بر اینکه ما بر اساس اسلام دنبال عدالت و عطوفت و مهربانی هستیم کردند و ضمن رد کردن اتهام جنگ طلبی به ایران به استناد به شواهد به نظر من دقیق و گزارههای صادق نشان دادند که بر عکس دولتهای که الان در مقابل کشورما هستند سابقه عظیم شرارت دارند. و ما مستند به دین اسلام «میخواهیم به همهى انسانها خدمت کنیم، محبّت کنیم؛ ما میخواهیم با همهى انسانها، با همهى ملّتها، روابط دوستانه و محبّتآمیز داشته باشیم؛ ا حتّى با ملّت آمریکا» و با اشاره دقیق به نامه حضرت علی به مالک اشتر که همه یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش با تو برابرند تصویر زیبایی از مواضع ما نشان دادند.
اما نکته عجیب این است که هرجا ایشان از دوستی با انسانها و ملتهای، اخلاق نیکو و صلح طلبی صحبت می کنند جمعیت هیچ واکنش از خود نشان نمیدهد. یکی از کارهای سخت آیت الله خامنهای همین فضایی حاکم بر آن بخشهایی از جامعه است که طرفدار ایشان هستند.. بلاخره آنها با واکنشهایشان، شعارهایشان و فشارهایشان روی ایشان تاثیر میگذارند. اما شان رهبری یک گرایش سیاسی با شان رهبری یک کشور فرق میکند. هر چند با وجود این چنین جماعتی بنظرم آیت الل خامنه ای خوب خود را حفظ کردهاند. شاید یکی راهای کمک ما به ایشان و البته خودمان این است که راهی پیدا کنیم که ما هم فشار خودمان رو به ایشان منتقل کنیم و نشان بدهیم حتی منتقدان ایشان هیچ مساله شخصی با ایشان ندارد و اگر ایشان شان خودشان را از شال رهبری جامعه طرفدار خودشان به رهبری سیاسی یک کشور ارتقا دهند و گروههای مختلف و منتقد هم احساس کنند ایشان ملاحظات و مطالبات آنها را هم در نظر میگیرند از حمایت صادقانه آنها برخوردار خواهند شد.
استکبار جهانی و استکبار داخلی
آیت الله خامنهای صورت بندی جالبی از استکبار ارائه دادند. استکبار خود برتر بین است. خود را محور میبیند و همه چیز را برای این اساس ارزیابی میکند. ایشان توضیح میدهند که «وقتى مجموعهى خودشان را از بقیّهى انسانها، از بقیّهى مجموعهها برتر دانستند، وقتى خودشان را محور دانستند، همه چیز را فرع بر خودشان دانستند،» به تعاملات خطرناکی منجر میشود. مثلا به اینجا میرسد که استکبار به خود حق مداخله در امور دیگر انسانها رو میدهد. اگر چیزی برای او ارزش هست و دیگران قبول نداردند همه باید تسلیم او شوند وقتی دیگران ارزشهای او را قبول نداند به خود حق میدهد در امورد دیگران دخالت کند و دست به تحمیل بزند. ایشان توضیح دادند که این باعث حق ناپذیری میشود یعنی حق را میشنوند اما نمیپذرید. استدلال در آنها کارگر نیست. این ویژگی به نتیجه خطرناکی دیگری میرسد که ایشان خیلی دقیق توضیح داند. استکبار جنایت را در حق آحاد بشر مجاز میداند. جان انسان، هر انسانی که با آنها همراه نباشد تابع آنها نباشد هیچ ارزشی قائل نیستند. هر جا منافعشان اقتضا کند از گرفتن جان انسانها و شکنجه کردند عبایی ندارند.
آیت الله خامنه ای یکی دیگر از ویژگیهای استکبار را فریبگری و رفتار منافقانه دانستند. به این معنی که استکبار همه این جنایتها رو در تبلیغات خودشان سعی میکنند توجیه کنند و جنایتشان را خدمت جلو بدهند. پوشاندن لباس خدمت به جنایت را ویژگیهای بارز استکبار برشمردند. جنگ افروزی و دامن زدن به اختلاف هم نکتهٔ دیگری بود آقای خامنه ای به آن اشاره کردند.
به نظر توصیف نسبتا خوبی از استکبار بود. مخصوصا اینکه ابشون شواهد غیر قابل خدشهای در مورد استبار در عرصه جهانی آوردند. بلاخره در تاریخ تنها دوبار از بمب اتم استفاده شده است آنهم علیه شهرهای غیر نظامی هر دفعه هم آمریکاییها این کار را کردهاند. زندان گونتانامه الان بیش از ۱۰ سال است یک سری آدم را از سرتاسر دنیا بدون محاکمه گرفتهاند برده اند و نگه داشتهاند آنهم با شرایط بسایر سخت. یا کشتن متهمان بدون انجام هیچ محاکمهای توسط هواپیماهای بدون سرنشین. جنایت در ویتنام و الجزایر توسط فرانسوی ها ویا اتفاقاتی که همین الان در فلسطین میافتد شرارتیهای است که نمیشود زشتیاش را پاک کرد. یا بلاهایی که سر خودمان آوردهاند. کودتا علیه دولت ملی مصدق و احیای استبداد پهلوی، کمک آنهای که استفاده از سلاح شیمیایی را خط قرمز خودشان میداند به صدام در زمان جنگ مخصوصا کمک اطلاعاتی برای حملههای شیمایی که مصداق بارز جنایت علیه بشریت است علیه کشورمان. فروش سلاحهای شمایی توسط فرانسه به صدام. هدف قرار دادن هواپیمای مسافر بری ایرانی در خاک کشورمان توسط ناو نظامی آمریکا هزاران کیلومتر دور از کشورشان اینها ظلمهای است که آیت الله خامنهٔ به خوبی و هوشمندانه روی آنها انگشت گذاشت.
البته تعریف کامل ایشان در مصادیق تنها محدود به استکبار در عرصه جهانی شد و از مصداق های همین خوی استکباری در داخل ملتها چیزی نگفتند. اما نکتهای که قربانیهای استکبا باید متوجه آن باشند این است که استکتبار داخلی مانع دیدن و حساسیت به استکبار جهانی نشود. برای انتقاد از استکبار داخلی و خدای نکرده به توجیه لاپوشانی خوی استکبار جهانی نیفتند که در این صورت میشود مصداق از یک چاله در آمدن و در یک چاه دیگر افتادن. همان آسیبی که عده برای نقد استکبار جهانی آنها را به چاه توجیه استکبار داخلی میاندازد.
دفاع مجدد از دولت
آیت الله خامنهای با دیگری تاکید کردند که از تیم مذاکره کنند کشور حمایت میکنند. جای دیگه از صحبت هاشون هم تاکید کردند که در همه عرصههای باید خردمندانه اهداف رو پیش برد. هر چند باز هم عجیب بود عبارتها مواکد ایشان از دولت دفاع میکنند هیچ واکنشی را در حاضران در سخنرانی ایشان به وجود نیاورد. جالب نیست برای آیت الله خامنهای که با وجود اینکه اکثریت رای دهندگان به آقای روحانی راه دادهاند در میان فرماندهان بسیجی حتی اقلیتی از حمایت ایشان از دولت منتخب حمایت نمیکنند؟ گویی که جلسه یک حزب سیاسی از حزب رقیب دفاع کنی!
نکته استراتژیک در مذاکرات این است که طرف غربی ادعا میکند الان که ایران پای میز مذاکره آمده است محصول فشار و تحریمهای اقتصادی است. وگرنه چیزی در ایران تغییر نکرده است. خوب گروه هایی سیاسی که در داخل اصرار دارد بگوید اینجا هیچ چیزی تغییر نکرده است در حال تقویت همین استدلال هستند یعنی وقتی ما میگویم هیچ چیزی تغییر نکرده است در ساختار در حالی که خوب بدیهی است دیپملاسی که ظریف دنبال میکند با آنچه جلیلی شعارش را میداد فرق میکند. این تفاوت ناشی است چیست؟ فشارهای غربیها یا تحولات سیاسی داخلی؟ ما اگر اصرار کنیم که چیزی در داخل تغییر نکرده به نفع اهمیت فشار خارجی استدلال کردهایم. در حالی که میتوانیم بر این تاکید کنیم که ما کشور هستیم که به صورت دموکراتیک سیاستهای کلان رو مشخص میکنیم. اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات یک مسیر متفاوت انتخاب کردهاند. برای همین هم منتخبان روش متفاوتی را دنبال میکنند. یعنی اگر با وجود همین تحریمها جلیلی انتخاب شده بود روند گذشته ادامه پیدا میکرد. یکی از راههای گرانتر فروختن امتیاز رفتار متفاوت تاکید بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری گذشته است. اینکه گرایشهای مختلف وجود دارند و چنانچه مردم از روشی که برای حل کردن مساله خودشان انتخاب کردهاند نامید شود ممکنه است روشهای بدیل را در انتخاباتهای پیش رو انتخاب کنند.
یکی دیگر استدلالیهای که آیت الله خامنهای برای دفاع از نمایندگان کشورمان در مذاکرات هستهای دفاع کنند سختیهای کارهای اجرایی است که ایشان سابق بر این تجربه آن را دارند. صرف نظر اینکه در دوره ریاست جمهوری ایشان چقدر مسئولیت اجرایی بر دوش ایشان بوده است اما الان ایشان شان اجرایی هم دارند. یعنی علاوه اینکه بخش های مهمی از دستگاه اجرایی کشور مستقیما زیر نظر ایشان است سایر دستگاه که مستقیما هم زیر نظر ایشان نیست تحت نفوذ ایشان است و ایشان در امورگاه جزیی هم مداخله میکنند برای همین خیلی نمیتوانند حساب خوشان از وضعیت اجرایی کشور خصوصا نتیاج سیاست خارجی جدا کنند. خوب و بدش پای ایشان هم نوشته میشود. و از آن مهم تریم که مجموعه اجرایی یک کشور اگر منسجم نباشد توانایی نقش آفرینش در عرصه بین المللی کم میشود و این فرق می کند گروهای سیاسی و اجتماعی مواضع متفاوت بگیریند یا حتی نمایندگاه مجلس مواضع متفاوت بگیرند. خلاصه که ایشان برای موفقیت یا شکست ما در حل کرده مسئلهمان با قدرتهای بزرگ مسئول هستند.
متحد کردن کشورهای خارجی و ایجاد تفرقه در داخل
یکی از نتایج دیپلماسی عمومی دولت منتخب حسن روحانی و مواضع معقول مسئولان جدید سیاست خارجی کشور منزوی کردن اسرائیل در عرصه جهانی است. هرچند لابی اسرائل در کشورهای غربی بسیار قدرتمندتر از این حرفهاست اما رفتار دیپلماتیک ما میتواند موقعیت این لابی را تضعیف یا تقویت کند. چنانکه به گواه نظر اکثریت کارشناسان مواضع نپخته احمدینژاد در اوایل دوره مسئولیتش به شدت به این لابی برای همراه کردن فشار افکار عمومی کشورهای غربی علیه کشورمان کمک کرد. و چنان که اکنون مواضع رئیس جمهوری منتخب کار را برای آنها سخت کرده است برای همین هست که نخست وزیر اسرائیل اصرار دارد که بگوید حسن روحانی کارهای نیست و هیچ چیز در ایران تغییر نکرده است.
با همه قدرت لابی اسرائل در آمریکا به لحاظ دیپلماتیک در یکی از دورههای سرد خودشان به سر میبرند. قاعدتا مواضع و رفتار دیپملاتیک ما باید جوری باشه که اگر نمیتواند به این شکاف دامن بزند که به نظر میشود به این سمت هم حرکت کرد نباید جوری رفتار کنیم و موضع بگیریم که این شکاف ترمیم بشود. آیت الله خامنهای با جمع بستند کل غرب و کنار هم قرار دادن کلیت غرب جنگ روانی اسرائیلیها رو تقویت میکند که معتقد سرنوشت اسرائیل به غرب یکی است.
بلاخره مذاکر فرض بر این است که ممکن است بتوانیم یک فورمولی پیدا کنیم که بتوانیم بر سر آن معامله کنیم. وقتی آمریکا کلیت شر معرفی کنیم، تغییرات در آمریکا را نبییم و دولت دموکرات در آمریکا همان دولت نومحافظه کاران آمریکا یکی بدانیم چطور انتظار داریم به نقطه توافق برسیم؟ اینکه در آمریکا چه گروهی در قدرت باشه فرق میکند میکند حتی رفتار متفاوت ما میتواند میتواند در ملاحظات داخلی رژییم صهیونیستی هم اثر بگذارد. میشود مواضعی را طراحی کرد که جایگاه راستهای افراطی اسرائیل را تضیف و گروهای با شر کمتر را تقویت کند.
به باور برخی از کارشناسان از آغاز مذاکره با غربی با به صورت یک کلیت اشتباه بود و بجای قالب ۵+۱ باید مجموعه مذاکرات ۱+۱ با کشورهای مختلف ترتیب میدادیم. هر یک از این کشورهای منافع متفاوتی دارند که میتواند در تضاد با هم قرار گیرد. و با بازی در این شکاف شرایطمان را راحتتر پیش ببریم بجای اینکه آنها را در یک کلیت متحد کنیم. الان شاید دیر باشد برای اینکه قالب دیگری برای مذاکره پیدا کرد اما همین اصلا مهم هست که ما باید به شکافهای آنها دامن بزنیم نه اینکه با مواضعمان آنها را به جایگاه یک کلیت واحد قرار بدهیم.
به نظر من نقدی که به این سخنرانی آیت الله خامنهای وارد است نه بد و بیرا گفتن با ادبیات نه چنان فاخر به اسرائیل که کم و بیشر مقابله به مثل است. چرا که نتانیاهو به راحتی مواضع بیشرمانه و تهدید آمیز علیه کشورمان به کار میبرید. بلکه موضعی است که در مقابل آمریکا گرفتند و جوری حرف بزنین که بین روئسای مختلف جمهوری آمریکا فرقی نیست و بین اینها و اسرائیل هم شکافی نیست. مواضع ایشان گونهای است که میتواند شکاف اندکی بین تیم حاکم بر دولت آمریکا و دولت اسرائیل هست را ترمیم کند و این به نفع ما نیست.
بر عکس در داخل که ما باید تاکید به کنیم در مقابل تهدیدهای خارجی از همبستگی ملی بالایی برخورداریم. در این شرایط تکرار واژه زشت فتنه را برای اعتراض آرام مردم به نتیجه انتخابات اشتباهی راهبردی است. مخصوصا که ظاهرا آیت الله خامنهای متوجه اهمیت اجماع داخلی هستند و از همه جوانها دعوت میکنند که با هر انگیزه متفاوتی که دلشان برای خاک و کشورشان میسوزد سعی کنند و کمک کنند و دشمن را نامید کنند حتی کسانی که دلایلی غیر اسلامی برای این علاقه شان دارند. آنهم در شرایطی که گرایشهای مختلف با همه دلخوریهای که از همدیگر دارند به دارند با ابزارهای که در اختیار دارند کمک کنند که مشکلات ما با کشورهای صاحب قدرت حل شود، تکرار واژههای تفریقه افکن بیمسئولیتی است.
۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه
فجایعی که هولناک نیستند!
۱- از اتفاقاتی که از جنگ جهانی دوم و مناسبات بعدی آن برقرار شده است روایتی موجود است که طرف پیروز نوشته است. البته همیشه تاریخ را فاتحین مینویسند. برای همین هم هست که در تاریخ معاصر جهان جنایت نازیها یعنی طرف مغلوب آخرین جنگ بزرگ جهان پر صداتر از جنایتیهایی هست که که فاتحین در حین جنگ یا در سالهای بعد آن آفریدهاند. فرانسوی بیش از یک ملیون الجزایری را چند دهه پیش کشتهاند چقدر در مورد آن میشنویم؟ آمریکاییها تنها کشوری هستند که بمب هسته ای علیه یک شهر مسکونی و غیرنظامی استفاده کردهاند چقدر در مورد این میشنویم؟ یا اینکه آمریکاییها چقدر ویتنامی را هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایشان برای سالها کشتهاند؟ و جاری ترینش اتفاقی که در فلسطین در حال رخ دادن است. بگذریم از کتمان مشمئز کننده جنایت نازیها توسط احمدینژاد ولی آیا واقعا امکان رها شدن از تاریخی که صاحبان قدرت مینویسند، هست؟
۲- اینکه در کشور ما به راحتی افراد به خاطر عقاید و باورهایشان از دسترسی به کالاهای یا حقوق عمومی محروم میشوند از چه جنسی است؟ همین چند وقت پیش دکتر توفیقی سرپرست وزارت علوم از ثبت نام ۴۰۰ دانشجوی ستاره دار که قبلا از تحصیل محروم شدهبودند خبر داد. خیلی هولناک است که عده از فرزندان این کشور تنها به خاطر انتقاد سیاسی از ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر محروم می شوند و این موضوع خیلی عادی جلو کند. چهارصد نفر محروم از تحصیل! کورههای آدم سوزی پیامد نهایی فرایندی بود که از کتمان و نفی وجود انسانی عدهای شروع شده بود. اینکه در کشور ما به راحتی افراد به خاطر گرایش سیاسی یا فرهنگیشان از حقوق اجتماعی، فرصت استخدام و از همه بدتر حق انتخاب شدن در نهادهای که قرار است نمایندگی گرایش عمومی را بکنند محروم میشود ظلمی هولناک نیست؟
خلاصه به نظرم آمد فاجه هولوکاست خیلی چیز عجیبی برای ابنا بشر نیست. همین الان هم جای جا و در سرتاسرعالم ظلمهای از همین جنس جاری ست. و هولناکتر همان که خیلی چیز عجیبی به نظر نمیرسد و بخشی از طبیعت بدیهی وضعیت شمرده میشوند، در نیتجه حساسیت قابل توجهی را هم بر نمیانگیزد. شاید در آیندهها اگر طرفهای پیروز جایشان فرق کند تاریخ جور دیگری روایت شود. روایتی که در آن این اتفاقات هولناک به نظر بیاید. شاید؟!
۱۳۹۲ مهر ۲۶, جمعه
یک دیپلمات چگونه «مقاومت» میکند؟
[caption id="attachment_1156" align="alignleft" width="300"]
برای پاسخ به این سوال باید بدانیم که وظیفه ایشان چه بود است. یعنی یک دیپلمات قرار است چی کاری را به سر انجام برساند؟ و او در این مسیر چگونه «مقاومت» میکرده است؟ و در مقابل چه چیزی؟ سرباز که نبوده است بگویم با جانش جلو گلوله «مقاومت» میکرده است؟ کارآفرین هم نبوده است که به خاطر تحریم کسب و کارش را از دست بدهد؟ کارگر هم نبوده که به خاطر رکود اقتصادی بیکار شود و مجبور باشد در مقابل مشکلات معیشتی «مقاومت» کند؟ حقوقش هم که کم نمیشده به خاطر «مقاومت» ش؟ جانش هم که در خطر نبوده است؟ دقیقا مصداق این «مقاومت» و جهادش چیست؟
اروپاییها میخواستند ایران را تحت فشار بگذارند، اسرائیلی دنبال تضعیف ایران با تحریمها گسترده اقتصادی بودند و آمریکاییها دنبال ایجاد اجماع بین قدرتهای بزرگ علیه ایران. این پروزهای بوده است که آقای جلیلی باید در مقابل آن «مقاومت» جدی تدارک میدیده است. آیا ایشان توانسته است «مقاومت» ی را در مقابل این مسیر سازمان بدهد یا بیشتر نقش تسهیل کننده را بازی کرده؟ برای جواب به این سوال کافی است به سوال ساده تری پاسخ بدهیم. اگر اساسا آقای جلیلی به عنوان مذاکره کننده ارشد سابق کشور در پرونده هسته سر کارش حاضر نمیشد و به مذاکرات نمیرفت چه چیزی فرق میکرد؟! تحریمهای بیشتر علیه کشورمان تصویب میشد؟ اجماعی گسترده تری شکل میگرفت؟
سوالهای زیادی است که به ما کمک میکند که بفهمیم آقای جلیلی باید در مقابل چه چیزهای «مقاومت» میکرده است. ایشان چند سابقه جدی و موفق در مذاکرات بین الملی را داشته که مسئولیت بغرنجترین پرونده بین المللی کشور را بر عهده گرفت است؟ آیا سزاوار نبود ایشان بخاطر این بیتجربگی و بیصلاحیتی برای اینکه به ۷۰ ملیون ایرانی خسارت نزند در مقابل حب جاه و مقام «مقاومت» میکرد؟ آیا سزاوار نیست که طرفدارن ایشان در مقابل وسوسه کتمان خسارتی که به کشور زدهاند «مقاومت» کنند؟
«مقاومت» را مردمی میکنند که هر روز فضای کسب و کار برایشان تنگتر و سفرهشان کوچیکتر شد. نه آقای جلیلی و امثالهم که تحریمها هرچی هم سختتر بشود هیچ تاثیر در وضعیتشان ندارد. که حتی شاید منابع بیشتر از بیت المال برای توجیه اشتباهات و بصیرت پراکنی زایل کنند. «مقاومت» را مردمی کردند که علی رغم همه بیمهریها باز برای اصلاح روندها غلط بغضهایشان را فروخوردند دوباره با رای نظر و خواستشان را اعلام کردند. همان مردمی که در مقابل تلاش برای تحمیل و تداوم رویهای که جلیلی نشانهاش است «مقاومت» کردند و اجازه ندادند آن مسیر ادامه پیدا کند.
اتفاقا اصرار طرفدارن جلیلی به رویه خسارت بارشان فرصت خوبی است تا نشست و بررسی کرد که جواد ظریف به عنوان نماینده کشورمان در مذاکرات بین المللی «مقاومت» بهتری را در مقابله پروژه تشدید تحریمها و منزوی کردن کشورمان سازمان میدهد یا جلیلی توانسته بود در مقابل اینها «مقاومت» موثری سازماندهی کند.
هرچند شخصا هرچه که نگاه میکنم مخصوصا با همان روایتی که خود جلیلی از مذاکرات و البته روشنگریهای ولایتی در مناظرههای تلوزیونی نشان داد، به سختی میتوانم عنوان خائن را برای جلیلی و تیمی که از جلیلی حمایت کردند به کار نبرم. جلیلی دیگر چطور میتوانست به تسریع اجماع علیه ایران و تصویب تحریمهای بین المللی کمک کند؟ جلیلی باید در مقابل طمع فرار از پاسخگویی «مقاومت» کند و به مردم توضیح بدهد که جلوی کدام یک تحریمها یا اعمال محدویتها را گرفته است؟ کدام ائتلافها بر علیه ایران را شکسته؟
۱۳۹۲ مهر ۲۳, سهشنبه
فساد بالقوه
امر به معروف و نهی از منکر واجب است. بگذریم که یک عده انسان سطحی این فریضه را تبدیل به فضولی در زندگی خصوصی دیگران کرده اند اما مهم ترین مصداق امر معروف و نهی از منکر نقد حاکمان و رهبران جامعه است. ما طرفدارن و یا منتقدان دائمی هیچ کسی نیستیم. حسب تعهد شهروندی و وظیفه دینی از هر کار درستی باید دفاع کنیم حتی اگر در میان کسانی باشند که از ما نیستند و از هر کار بدی باید انتقاد کنیم حتی اگر مصداقش در خودمان باشد که در غیر اینصورت جامعه مان فاسد خواهد شد.
[caption id="attachment_1151" align="alignleft" width="300"]
خب رئیس جمهوری می خواهد سخنرانی کند و حرفهای کلی بزند، در سالنها همایش ها رسمی برنامه بگذارند. ضرورت برگزاری جلسه ای با ترکیبی مصنوعی در دانشگاه از کجا می آید؟ حضور مسئولان حکومتی در دانشگاه اما در سالنی کنترل شده یک جوری دروغ گویی است. کجای دنیا یک مسئول ارشد حکومت می تواند به دانشگاه برود و با چالش و سوال دانشجوها مواجه نشود؟ جز در جوامع استبدادی؟ اینکه در سخرانی یک مسئول حکومت در محیطی مثل دانشگاه همه چیز آرام باشد و هیچ نقدی طرح نشود هرگز نه به معنی ثبات و آرامش نخواهد بود و و هیچ ذهن تیز بینی نیز آن را به معنی محبوبیت و جایگاه آن مسئول را نخواهد گرفت. اگر معنی داشته باشد معنیش فضای امنیتی است. معنیش فرار مسئولین از مواجه با نقد و طرح سوال هرچند به زغم خودشان غیر منصفانه است. آقای رئیس جمهور حتما حواسشان به این نکته هست که هیچ چیزی مثل دوری از نقد و پرسش و فارغ بودن از پاسخگویی یک سیاستمدار، او را تباه و فاسد نمی کند. این قاعده استثنا هم ندارد.
آقای دکتر روحانی باید کمی از عادتهای که متعلق به زمانی بوده است که تنها مدیر امنیتی بودن فاصله بگیرند. الان ایشان در عین حال که مسئول امنیت کشور هستند نماینده جمهور مردم هم می باشند. این شان و جایگاه مهم اقتضائات و حساسیت هایی دارد که غفلت از آنها خسارت زاست.
پی نوشت: روایت یکی از رفقا از وضعیت امنیتی دانشگاه تهران در زمان حضور و سخنرانی رئیس جمهور
در ورودی های دانشگاه ، تقریبا بر سر هر گیت 5 نگهبان ایستاده بودند که در روزهای عادی یه این شکل نیست. افرادی در کنار نگهبانان مشاهده می شدند که چهره های آشنایی نبودند.بیشتر چهره هایشان و رفتارشان دانشجویان را یاد 16 آذر 88 می انداخت.
بهد از عبور از گیت ها با کارت دانشجویی به تجمع پراکنده ی دانشجویانی بر می خوردیم که کما بیش از یاعت 9.5 منتظر ملاقات آقای روحانی بودند.
کمی که جلو تر و به طرف کتابخانه مرکزی دانشگاه می رفتی به نگهبانانی بر می خوردیم که گاه با لحن ملایم و گاه با لحن تند از ادامه مسیر به سمت کتابخانه جلو گبری می کردند.
تقریبا 4 لایه ی انسانی از نگهبانان ولی به شکل پراکنده تا کتابخانه که سالن علامه امینی در آنجا واقع است ، دیده می شد که لایه آخر آن همگی لباس شخصی بودند. چهره ی خیلی هایشان آشنا و از حراست دانشگاه دانشگاه یودند و چهره ی خیلی ها هم نا آشنا یود.
در بین یچه ها صحبت هایی شنیده می شد که مگر ما دانشجو نیستسم ، پس چرا حق ورود به سالن را نداریم.
بچه می گفتند که نمی دانیم از کجا ، ولی روحانی آمده و وارد سالن شده است .برایشان سوال پیش آمده بود که چرا نمی گذارند ما روحانی را ببینیم.
حدود ساعت10.5 بود که در دو ضلع شرقی و غربی کتابخانه مرکزی دانشجویان یه صورت متفرق تجمع کرده بودند.
از گوشه و کناره هایی صدا هایی بلند می شد که با لخن تند با دانشجویی برخورد می شد .
همچنین در چند نقطه هم حراست و نگهبانی دانشگاه دچار درگیری های فیزیکی شدند.
حدود ساعت 10:45 در سمت شرق کتابخانه دانشجویان سرود یار دبستانی من را خواندند که بلافاصله توسط نگهبانان و حراست دانشگاه دانشجویان متفرق شدند .
در گوشه ای هم لباس شخصی ها می آمدند و به دانشجویان می گفتند که امروز اینجا نباشید به نفع خودتان است.
دانشجویان هم چنان زمزمه می کردند که نیامده ایم که نگهبانان را ببینیم . به حسن روحانی رای داده ایم و می خواهیم او را ببینیم.
نگهبانان هم پاسخ می دادند که نمایندگانتان در داخل هستند .
حضور لباس شخصی های نا شناس با موتور هایشان در داخل دانشگاه بسیار سوال برانگیز بود.
حدود ساعت 10:50 در سمت غربی کتابخانه در گبری بین یکی از اعضای حراست و یکی از دانشجویان در گرفت که موج بر خواستن سر و صدای دانشجویان به نشانه اعتراض به برخورد تند حراست با دانشجویان داشت.
از گوشه و کنار هم شنیده می شد که دو نفر از دانشجویان که کارت هایشان توسط حراست ضبط شده بود به بیرون دانشگاه منتقل شدند .
حدود ساعت 11:10 کمک جمیعت از داخل کتابخانه به بیرون می آمد که کمی فضا به هم ریخته شد .
و با بیرون آمدن کامل جمعیت از سالن این فضاب امنیتی رفته رفته کمتر شد . حدود ساعت 11:30 دانشگاه کاملا به حالت عادی خود برگشته بود.
۱۳۹۲ مهر ۱۳, شنبه
نیاز ما به حاکمیت یگانه
آیت الله خامنهای احتمالا فراموش کردهاند علاوه بر رهبری طرفدارن خودشان شخص اول حکومت هم هستند. نمیشود ایشان عمومی موضع بگیرند و بخشی از عملکر دیپلماسی کشور رو نقد بکند. این یعنی از این به بعد وقتی رئیس جمهور کشور یا وزیر خارجه طرف مذاکره قرار میگیرد و توافقی میکند ممکن است ممکن است «گانه» دیگر حکومت راضی نباشد. راه حال چیست طرفهای ما باید مستقل با بخشهای مختلف حاکیمت غیر یک پارچه مذاکره کنند؟ چنان که برخی از تحلیل گران غربی آیت الله خامنه، سپاه و دولت را سه طرف موثر در مذاکرات میداند که میشود با هرکدامشان جدا مذاکره کرد. اما آیا این درست است؟ یا اینکه تنوع نگاهای با مکانیزمهای درونی حل و فصل شود و در مذاکرات طرفهای ما با نمایندگان یک حاکمیت یک پارچه مواجه باشند؟
[caption id="attachment_1145" align="alignleft" width="300"]
مشکل بزرگ کشور ما این است که قوه اجرایه توضیع شده است. بخشی از زیر نظر رئیس جمهور است بخش مستقیم زیر نظر رهبری و ظاهرا علی رغم اینکه رهبری از حاکمیت دوگانه انتقاد کردهاند نمیخواهند مسئولیت اختیارات و عملکرد اجرایی خودشان را بپذیرند. دیپلماسی کشور یک کار اجرایی است و مذاکرات جدی سیاسی همیشه توسط سران کشورها رخ میدهد. اوباما با همتای خودش تماس نگرفته است. اوباما رئیس حکومت در آمریکاست و رئیس حکومت در کشور ما آیت الله خامنهای است. حتما یکی از مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی برای مذاکرات جدی بین الملی این است که رئیس حکومت نمیتواند/نمی خواهد مستقیما خودش حضور داشته باشد. آیت الله خامنهای در مقام تعیین سیاست خارجی در حال مدیرت اجرایی کشور هستند. تفاوت نگاهها باید در درون سیستم حل بشود مقامات اجرایی نمیشود رویکرد متفاوت داشته باشند و یک بخشی یک بخش دیگر را نقد بکند.
البته باید تاکید کرد که آیت الله خامنه در سخنرانی اخیرشان خیلی محکم از تیم دیپلماسی کشور دفاع کردهاند و خیلی صریح اعتمادشان را ابراز کردهاند اما با جملهای که پیش فرضش حاکمیت دوگانه است که حالا یک «گانه»اش دارد از «گانه» دیگرش حمایت میکند یک جاهایی هم ازش راضی نیست ولی در کل بهشان اعتماد دارد. برای اینکه امکان گفتگو جدی برای حل مشکلات کشورمان به قدرتهای بزرگ را داشته باشیم به حاکمیت یک پارچه احتیاج داریم. نمیشود رئیس جمهری یک چیز بگوید، فرمانده سپاه یک چیزی بگوید، وزیر خارجه یگ چیز دیگر بگوید رئیس حکومت هم یکی به میخ بزند به نعل!