جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

بشارتِ زوال

شنیدن خبر اعدام همیشه تلخ است؛ اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که باز برای ترساندن مردم چند نفر را قربانی کرده اند. وقتی می ترسند هیج کاری ازشان بعید نیست، حتی بازی کردن با جان انسان های بی گناه؛ کاملا لمس کرده ام که چطور می نشینند، اول تصمیم می گیرند که چند نفر و در چه زمانی باید کشته شوند، بعد دنبال طعمه می گردند. خودمان دیگر حس کرده ایم وقتی در اطلاعیه دادستانی به عنوان سند، به اعترافات متهم اشاره می کند یعنی چه! می فهمیم وقتی طعمه انتخاب شد و هیچ مدرکی علیه اش وجود ندارد، بازجو باید از متهم اعترافات بگیرد؛ "اعترافات صریح"، برای من، یعنی انسانی که تحت فشار و شکنجه بوده است برای قبول کردن اتهامی که مدرکی علیه اش وجود ندارد. دیگر خودمان لمس کرده ایم که چگونه بازجوها سند سازی و اتهام تراشی می کنند و از کاه کوه می سازند. دیده ام که نه شرع جلو دارشان است نه قانون محدودشان می کند و نه به اخلاقی پای بند هستند.

وقتی ماجرا نزدیک خرداد ماه اتفاق می افتد؛ وکیل پروند و خانواده او از اجرای حکم اطلاع ندارند؛ روند دادرسی مشکوک و ناقص باشد، بیشتر این گمان را در ما تقویت می کند که گرفتن جان چند نفر، تصمیمی سیاسی بوده است. می خواستند با کشتن آنها و ترساندن بیشماری، ترس خودشان را فرو نشانند.

از آنطرف دیشب مصاحبه رهبر گروه تروریستی پژاک را در بی بی سی دیدم. پژاک هم هموطنانمان را کشته است؛ آنها هم برای مقاصد سیاسی و ترساندن، آدمهای بی گناه را منفجر  کرده اند. چطور می شود عصبانی نبود از کسانی که برادران ما را می کشند؛ چه پژاک که در کردستان می کشد و چه آنهایی که در خیابانهای تهران فرزندان این ملت را جلو دوربینها به ضرب گلوله مستقیم می کشند. چطور می شود خشمگین نبود از این که می کشند برای اینکه بترسانند.

الان عصبانیم از اینکه دقیق نمی دانم تکلیفم چیست و چه باید بگویم اما حداقل می توانم به صراحت بگویم که آه مظلوم بنیان برانداز است؛  حتی جان یک نفر بی گناه را با هر انگیزه گرفته باشید برابر است با اینکه همه انسانها را به قتل رسانده باشید [1]و جنایتی بالاتر از این نیست. سنت الهی است که خون  بی گناه رهایتان نمی کند؛ اتفاقا ریختن خون زوالتان را بشارت می دهد[2]. دیگر فهمیده ایم که شما از هیچ کاری برای ماندن ابا ندارید اما بازهم بنا به تکلیف امر به معروف و نهی از منکر، دعوتنان می کنیم که به وعده های الهی باور داشته باشید.


[1] مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً؛

آن كس كه انسانى را بدون اینكه قاتل باشد و یا در زمین فساد كند بكشد، گویا همه مردم را كشته است.

سوره مائده آیه 32

[2] إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ
[ای مالک] از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند، و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگرى منتقل سازد.

نهج البلاغه، فرمان حضرت علی(ع) به مالک اشتر

۱۸ نظر:

  1. امروز در جایی خواندم که در ایران همیشه رسم بوده که هنگام بریدن سر محکوم، در ابتدا سفره ای چرمی(نطع) پهن کرده و روی آن تشتی گذاشته و سر محکوم را بر لبه تشت می نهادند و جلاد تیغ را فرو می اورده. گفته می شود که هدف از این تشت و چرم این است که حتی قطره ای از خون محکوم بر زمین ریخته نشود.
    زیرا تمامی پادشاهان می دانستد که خون بیگناه اگر بر زمین ریخته شود، بر آن فرو نمی رود... می جوشد و می جوشد و می جوشد ...

    پاسخ دادنحذف
  2. فقط به این مسلمان نماهای حکومت میتوان یک پیام داد:
    اگر سبز نیستید لااقل مرد باشید

    پاسخ دادنحذف
  3. جستن
    يافتن
    و آنگاه
    به اختيار برگزيدن
    و از خويشتن خويش
    باروئی پی افکندن …
    اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيش تر باشد،
    حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.
    (احمد شاملو)

    پاسخ دادنحذف
  4. این روزها نمی دونم شنیده هامو باور کنم یا نه؟! اعتمادی بهشون نیست دیگه!! این روزها روزهای بدی است..خیلی..دردل یکی از دوستان را شنیدم که برادرش از زندانی های دهه 60 بود و... حالا دهه 80 است و حداقل ماهیت حقیقی اینان آشکارتر شده..

    پاسخ دادنحذف
  5. ." خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگرى منتقل سازد"
    وقتی برای اولین بار این جمله را شنیدم تمام ذهنم برای یک مدتی به اصطلاح هنگ کرد!!اینکه این اعمال از کسانی سر میزند که امروز داعیه همو رابر ما دارند!که یا این متون را نخوانده اند !و یا نفهمیده اند!و یا چون خود را برحق می پندارند از از عواقب آن ابایی ندارند!که در هر سه حالت وای بر ما!!!

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام. با نيم نگاه به وبلاگت بهره زيادي بردم. اعدام انسان ها براي بيان عقيده شان را نه با شرع و نه با عقل مي توان توجيه كرد.
    لينكت را در وبلاگم گذاشتم

    پاسخ دادنحذف
  7. صلام همظح جعن. طفلودط مبعارک. عنشاءللاح حضار سال ظندح باشی. عین یاتداشط رو بح یعاد طولد بیصت و چحار صالگیت می نویصم کح برای حمح موون خاترح شد! کافی شاپ افریقا... یزد....

    پاسخ دادنحذف
  8. تولدت مبارك حمزه.......
    زنده باشي....
    وهيچ وقت تا نشي....

    پاسخ دادنحذف
  9. سلام حمزه جان بعد از چند ماه امروز به وبلاگت سر ميزنم راستشو بخواي بت حسوديم ميشه روزايي كه ماموران امام زمان لطف كردن و دستگيرت كردن دوستات برات روزه گرفتن يكيشون تو وبلاگش نوشت براي ازاديش به نشانه اعتراض روسري از سر برداريم اي ولله به خودت و دوستاي با معرفتت

    پاسخ دادنحذف
  10. سلام. در مورد اعدامها مطلبی نوشتم.
    بعلاوه به نظرم انتظاری برای داشتن حکومت دینی که تضمین کننده عدالت، آزادی و رشد باشد، نباید داشت.
    چون چارچویهای دین کنونی نمی‌تواند با آزادی،‌عدالت و رشد جمع شود و بنابراین نیازمند مصلح جهانی هستیم که دین اسلام واقعی که تضمین کننده آزادی، عدالت و توسعه است را تبیین نماید.

    پاسخ دادنحذف
  11. سلام بر آقای غالبی . خوشحالم که آزادی . امیدوارم ، آرزوی مان برای آزادی دیگران هم به حقیقت بپیوندد. ارادت

    پاسخ دادنحذف
  12. سلام بسیار و درود بیشمار

    -شکنجه های زمان شاه را از یاد نبریم
    -شرحی طنازانه بر سخنی حکیمانه!
    در وبلاگ بخوانید

    پاسخ دادنحذف
  13. Kewl you should come up with that. Excleelnt!

    پاسخ دادنحذف
  14. Hey, subtle must be your midlde name. Great post!

    پاسخ دادنحذف
  15. I'm not easily impressed but you've done it with that poistng.

    پاسخ دادنحذف
  16. I can't hear aynthnig over the sound of how awesome this article is.

    پاسخ دادنحذف