جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

سلول امید

فکر کنم نیمه های دوم دوره انفرادی بود. به سلولی منتقل شدم که ظاهرا حاصل متصل کردن دو سلول کوچک تر بود. ابعادش تقریبا پنج متر در یک و نیم متر بود. ابعاد عجیب سلول را برانداز کردم. همانجور که کمی خم شده و با سینه ام وسایل روی پتو را نگه داشته بودم، رفتم نیمه دوم سلول پتوها رو گذاشتم. پتو ها را باز نکرده، داراز کشیدم. داشتم در و دیوار رو برانداز می کردم یک دفعه وسط  رگ تیره یک سنگ نگاهم متوجه یک جمله شد. فوری خیز برداشتم سمت دیوار و دقیق نگاه کردم. یکی نوشته بود "سلول بدون دیوار نوشته مثل چی می مونه؟ دختر باکره...." خندیدم. خنده انگار کلی انرژی بهم تزریق کرد.  شروع کردم دور تا دور سلول دنبال دیوار نوشته گشتن. یکی با مهارت، توی رگه های سنگ ها جملات طنازانه و قصار به زبان های مختلف نوشته بود.

جدا از لذتی که پیدا کردن جمله ای برای خواندن داشت، بهانه ای هم برای مشغول کردن ذهن بود که احتمالا توصیفش سخت است؛ نکته مهم این بود که جملات خیلی روحیه بخش بود. خیلی هم با مهارت نوشته شده بود. با وجود این که من روز اول  خیلی گشتم و همه دیوار نوشته ها رو خواندم، بازهم دیوار نوشته جدید در روزهای بعدی پیدا کردم. دنبال دیوار نوشته ها گشتن و پیدا کردن جملات مختلف، لذت عجیبی داشت . گاه برای پیدا کردن معنی جملات غیر فارسی اش ساعت ها  مشغول می شدم . پایین پنجره ای که با کره کره رو به  آسمان پوشیده شده بود، نوشته بود: "تماشای آسمان از این پنجره خود عبادت است. امام خودم". کلی خندیم و ایستادم جوری که بشود از زیر کرکره ها آسمان را دید و مشغول تماشا شدم. تقریبا هر روز چند بار این جمله رو می خواندم، لبخند می زدم و آسمان رو تماشا میکردم.

آنقدر دیوار نوشته ها به من کمک کرد که من اسم  سلول را برای خودم گذاشتم سلول امید. یادمه چند روز بعد باز هنگامی که داراز کشیده بودم. دیوار نوشته دیدم به این مضمون که "اصلا ناراحت نباش، اینها هم می گذره و برات خاطره می شه. فقط ورزش کن که افسرده نشی." و امضا کرده بود "کسی که هشت ماه است اینجاست" یادم هست که از اون روز دوباره ورزش توی هواخوری رو شروع کردم با این سوال که این کیه که هشت ماه توی انفرادی بوده و هنوز اینقدر روحیه داشته؟

۳۹ نظر:

  1. بهترینی که من خوندم در دوران انفرادی این بود
    نگران نباش تو هم یک روز آزاد می شی
    یکی برنامه غذایی زندان رو نوشته بود
    سه چهار تا شعر نوشته بودن

    و ما هم برای بعدی ها نوشتیم

    پاسخ دادنحذف
  2. حمزه عزیز! نوشتن ، خندیدن و خاطره تعریف کردن شمایی که شکنجه و اسارت رو تحمل کردید برای ماها که از یه فاصله ایمن داریم نگاه می کنیم مثل همون دیوار نوشته هاست. با آرزوی توفیق.

    پاسخ دادنحذف
  3. از نوشته‌ات لذت بردم حمزه جان!
    از یادگاری‌های خودت بر آن دیوارها هم بنویس.
    منتظریم عزیز!
    پایا و پویا و مانا باشی.
    ----
    حمزه: برای کسی که در انفرادی بود، داشتن خودکار یک امتیاز بزرگ بود که به این راحتی ها نصیب کسی نمی شد. من کلا در طول انفرادی از داشتن خودکار محروم بودم. البته شنیدم بعضی از بچه ها توی 209 تونسته بودن خودکار بازجور رو بپیچونن. فقط توی یک از سلول ها تونستم یک پیچ باز کنم که باهاش روی دیوار علامت بگذارم. البته همون پیچ باعث شد کلی مورد نوازش قرار بگیرم.

    پاسخ دادنحذف
  4. جناب غالبي سلام

    چرا به ايميلم جواب نميديد؟ مشتاق ديدارم
    ---
    حمزه: برادر ایمیلتون رو دریافت نکردم! ایمیل من اینه gh7941@gmail.com
    من در خدمتم.

    پاسخ دادنحذف
  5. are hamze rast migyy
    hame omide man to selol 15 neveshtehaye shivaa boddd vay cheghadr behem omid midaddddd
    akhey hala shiva kojast?

    پاسخ دادنحذف
  6. ابوالفضل جعفرپور۱۶ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۴:۵۸

    سلام خوبی برادر؟ چه خبرا؟راستی سال نوتم مبارک باشه! ضمنا یزدی یا تهران؟ میخواستم ببینمت

    پاسخ دادنحذف
  7. سلام
    به رغم سادگي نوشتار ، خيلي موجز و با روح بود . همواره آزاد و آزاده بمانيد

    پاسخ دادنحذف
  8. این خاطره های گاه و بی گاه درس آموخته های جالبی داره برای همه، هم برای ما روشنگری می کند و هم ذره ذره تاریخ این روزها رو می سازه. باز هم مشتاق شنیدن هستیم حمزه جان

    پاسخ دادنحذف
  9. قطعا من چيزي نميتونم راجع به حالت بگم،چون اين تجربه رو نداشتم(ولي دارم سعي ميكنم پيدا كنم;)
    اما سايه مي گه:

    پیرانه سرم رنج و غم زندان است
    آه از غم پیری که دو صد چندان است
    من برخی آن پیر خردمند که گفت
    دنیا همه زندان خردمندان است


    به اميد اميدواري همه آدما

    پاسخ دادنحذف
  10. سلام جناب غالبی عزیز

    چه آسان می شود در سیاهی بسر برد اما به سپیدی نگاشت، از همه دنیا محروم ماند اما از اندک داشته ها، بیکرانی بی مثال را معنا نمود و با امید نگاشت. نگاشته ای بی نظیر که برای اسیر مانده ها در هیاهوی این دنیای پرازدحام که غافل گشته اند از وسعت آغوش آسمان آزاد و محروم کرده اند خود را از نفس نسیم سرخوش بهاری و چشم فرو بسته اند بر عظمت نعمت آزادی؛ تکان دهنده است و غافلگیر کننده. و چه آسان این جمله کوتاه توان نوشتنم را ناتوان ساخته و زبانم را الکن. پس تنها می توان سر فرو آورد به احترام و تعظیم در برابر عظمت روح انسان هایی که گمنام و بی ادعا در تاریک ترین زوایای جغرافیای این شهر می توانند نوید بخش نور باشند و روشنی و امید!

    پایدار باشید

    پاسخ دادنحذف
  11. زيبا بود و خاطرات ما را هم زنده كرد /
    اما اميد چيزيه كه بايد امروز بسازيم تا بتونيم فردا رو باهاش زندگي كنيم

    پاسخ دادنحذف
  12. شنیدم در زمان خسرو پرویز

    گرفتند آدمی را توی تبریز

    به جرم نقض قانون اساسی

    و بعض گفتمان های سیاسی

    ولی آن مرد دور اندیش، از پیش

    قراری را نهاده با زن خویش

    که از زندان اگر آمد زمانی

    به نام من پیامی یا نشانی

    اگر خودکار آبی بود متنش

    بدان باشد درست و بی غل و غش

    اگر با رنگ قرمز بود خودکار

    بدان باشد تمام از روی اجبار

    تمامش از فشار بازجویی ست

    سراپایش دروغ و یاوه گویی ست



    گذشت و روزی آمد نامه از مرد

    گرفت آن نامه را بانوی پر درد

    گشود و دید با هالو مآبی

    نوشته شوهرش با خط آبی:

    عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟

    بگو بی بنده احوالت چطور است؟

    اگر از ما بپرسی، خوب بشنو

    ملالی نیست غیر از دوری تو

    من این جا راحتم، کیفور کیفور

    بساط عیش و عشرت جور وا جور

    در این جا سینما و باشگاه است

    غذا، آجیل، میوه رو به راه است

    کتک با چوب یا شلاق و باطوم

    تماما شایعاتی هست موهوم

    هر آن کس گوید این جا چوب دار است

    بدان این هم دروغی شاخدار است

    در این جا استرس جایی ندارد

    درفش و داغ معنایی ندارد

    کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

    کجا سلول های انفرادی ست؟

    همه این جا رفیق و دوست هستیم

    چو گردو داخل یک پوست هستیم

    در این جا بازجو اصلا نداریم

    شکنجه ، اعتراف، عمرا نداریم

    به جای آن اتاق فکر داریم

    روش های بدیع و بکر داریم

    عزیزم، حال من خوب است این جا

    گذشت عمر، مطلوب است این جا

    کسی را هیچ کاری با کسی نیست

    نشانی از غم و دلواپسی نیست

    همه چیزش تمامن بیست این جا

    فقط خود کار قرمز نیست این جا

    پاسخ دادنحذف
  13. سلام . . . . شایعه است آقای محمد باقریان اصلا نگرفته اند؟؟؟؟ و ایشون مخفی شده اند؟؟ آیا واقعت داره؟؟ اگر نداره چرا کلمه هبچی نمینویسه؟؟؟؟؟؟؟؟ خواهشا شما دیگه راست بگید اگه خبر دارید؟؟!! اصلا باورم نمیشه!!!

    پاسخ دادنحذف
  14. Salam agha hamze , bazam baramon az khaterate selol benevisid , Amib ke chizi vase man tarif nemikone , shoma begid.

    پاسخ دادنحذف
  15. حمزه دوست نداري كوهنوردي كني؟!!!!

    پاسخ دادنحذف
  16. کیه که هشت ماه توی انفرادی بوده و هنوز اینقدر روحیه داشته؟

    پاسخ دادنحذف
  17. یممنون که جواب سئوالم دادین . . . از شما ها یه توقع دیگه میره بابا. . . نه این که پای منافع گروهی که وسط باشه سکوت کنید . . .حتما صلاح نیست اینم دیگه صلاح ها که تو جامعه ما داریم خواستید میل بزنید جوابمو بدید لطفا اگه واسطون سئوالم مهمه!!!ا

    پاسخ دادنحذف
  18. خیلی مخلصیم به جوانان باحال دانشجوسلام برسانید.

    پاسخ دادنحذف
  19. سلام مجدد حمزهء گلم.
    من فقط یه شب بازداشت بودم به اتهام «تحریک آشوبگران» تو 13 آبان بخاطر کمک به یه دختر که باطوم خورده بود.
    بازجوهای دوره دیده رو چنان پیچوندم که آخرش ازم به عنوان یه نیروی ولایی عذرخواهی کردند.
    چشمبندم رو هم به عنوان یادگاری بلند کردم!
    الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء!

    پاسخ دادنحذف
  20. This article achieved exactly what I wntaed it to achieve.

    پاسخ دادنحذف
  21. Damn, I wish I could think of smoehting smart like that!

    پاسخ دادنحذف
  22. We could've done with that iinsght early on.

    پاسخ دادنحذف
  23. Good to see a tleant at work. I can't match that.

    پاسخ دادنحذف
  24. If you're looking to buy these articles make it way esaeir.

    پاسخ دادنحذف
  25. In the complicated world we live in, it's good to find simlpe solutions.

    پاسخ دادنحذف
  26. Nothing I could say would give you undue cridet for this story.

    پاسخ دادنحذف
  27. Deep thinking - adds a new dmeinosin to it all.

    پاسخ دادنحذف
  28. Please keep trhwnoig these posts up they help tons.

    پاسخ دادنحذف
  29. A pleasingly ratioanl answer. Good to hear from you.

    پاسخ دادنحذف
  30. Stellar work there everyone. I'll keep on redanig.

    پاسخ دادنحذف
  31. The voice of raitonailty! Good to hear from you.

    پاسخ دادنحذف
  32. This is way more helpful than antyihng else I've looked at.

    پاسخ دادنحذف
  33. The purchases I make are enrtiely based on these articles.

    پاسخ دادنحذف